تبليغاتX
سکوت تنهایی

 
سلام بروبچز باز اومدم ببخشید با کمی تاخیر.
 
 
بي تفاوت, بي هدف, بي آرزو
 
مي روم در چاه تاريکي فرو
 
عاقبت يک شب نفس گويد که: بس
 
وزتپيدن باز ماند نفس
 
مرغ کوري مي گشايد بال خويش
 
مي کشد جان مرا دنبال خويش
 
باد سردي مي وزد در باغ ياد!!!
 
برگ خشکي مي رود همراه باد
 
 دیدار به قیامت...
 
 
 
 
مرسی از بابت نظرا
تا بعد

+ نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 20:53 توسط ساناز |

بگذار

ابریترین شعرهایم را

باغریب ترین لهجه بخوانم

این عادت من است

که هرغروب برایوان دلتنگیم

می نشینم

وخویش رامرورمی کنم...

Home
Email
Night Skin